:: خواندنی های شیمی ::

 
 
  جدول تناوبی سخنگو !

         18 دی 1384

جدول تناوبی زیر به نحو جالبی به ارتباط بین عناصر می پردازد و با دیالوگ هایی جالب می تواند به یادگیری دانش آموزان کمک زیادی کند. البته جدول به زبان انگلیسی می باشد و از علاقمندان دعوت می شود تا این جدول را ترجمه کرده و در اختیار ما قرار دهند. هم چنین می توانید این جدول را به عنوان تحقیق یا پروژه برای ترجمه در اختیار دانش آموزان قرار دهید.


مشاهده جدول در اندازه بزرگتر

با تشکر از خانم اخترالسادات امامی (دبير شيمی ميبد)

 

  شیمی، یک علم تجربی!

         24 مهر 1384

 

کارم همه به بحث اسید و نمک گذشت
توضیح داده ام سبب هر پدیده ای

نه فعل در مخیله نه انفعال بود
تنها نیاز من به گچ و تخته سیاه

فرمولها که روی تحته نوشتم چه سود داشت؟
فرمول اکسالات مس و منگنات روی

هرگز به چشم خویش مولیبدات دیده ای؟
بنمودی آزمایش اکسید آمفوتر؟

قرعی به گوشه ای و دو انبیق در کنار
آن سو، سه چار لوله و پیپت پر از غبار

این رسم تجربه است در این دوره و زمان؟
V در درون دایره یعنی ولت سنج

این راه پیشرفت و ترقی نبوده است
روزی بدون تجربه کاری نموده است؟

  شکر خدای را که بدون کمک گذشت
اما تمام هم چو نمازم به شک گذشت

تحقیق و تجربه همه زیر سؤال بود
موضوع ارلن و بشر اندر خیال بود

سودی که جنبه تئوری را فزون داشت
اصلاَ چنین مواد به دنیا وجود داشت؟

یا از مواد، طعم یکی را چشیده ای؟
یک شیء تا کنون به ترازو کشیده ای؟

یک استوانه نیز از آن روز و رزگار
این ها برای تجربه مانده به یادگار

گاز و رسوب را به فلش می دهی نشان؟
با این طریق توسغه علم می توان؟

از دیگری بپرس که او آزموده است
یک شب بدون فکر و تأمل غنوده است؟

 

تا فرصتی برای تجربه و آزمایش است
دریاب بهره ای که زمان می رود ز دست

 

برگرفته از شماره 23 نشریه گهر
انجمن علمی معلمان شیمی اصفهان

 

 

  پس کی فکر می کنی؟

         24 مهر 1384

رادرفورد دانشمند مشهور انگلیسی، شب هنگام وارد آزمایشگاه خود شد و یکی از دانشجویانش را دید. که هنوز پشت دستگاه نشسته است و کار می کند.
رادرفورد از او پرسید: این وقت شب چکار می کنی؟
دانشجو پاسخ داد: کار می کنم.
رادرفورد گفت: پس روز چکار می کنی؟
دانشجو پاسخ داد: البته کار می کنم.
رادرفورد گفت: صبح زود هم کار می کنی؟
دانشجو به امید تحسین استاد سری به تأیید تکان داد و گفت: بلی استاد، صبح هم کار می کنم.
چهره رادرفورد درهم رفت و گفتگوی خود را با این پرسش پایان داد: گوش کن، پس تو کی فکر می کنی؟

 

  بزرگترین کشف دیوی

         24 مهر 1384

روزی دیوی، شیمیدان مشهور انگلیسی، نامه ای از دانشجویی ناشناس دریافت کرد. دانشجو نوشته بود که نامش فارادی است و درس های استاد را آموخته است. او تقاضا کرده بود که به او اجازه دهند در موسسه سلطنتی علوم نزد استاد کار کند.
دیوی از دستیار خود پرسید: به او چه پاسخی بدهم؟
دستیار گفت: او را بیازمایید. شستن بالن ها و لوله های آزمایش را به او بسپارید. اگر موافقت کرد، دانشمندی واقعی خواهد شد.
دستیار اشتباه نکرده بود دیوی بعد ها گفت: من چند کشف علمی کرده ام که کم اهمیت نیستند، اما بزرگترین آن ها این است که فارادی را کشف کردم.

 


:: بخوان و بخند ::

 

...... اثبات علمی یک قانون غیر علمی ......
هر که سوادش کمتر درآمدش بیشتر !

 

از قدیم گفته اند وقت طلاست، به عبارت دیگر: زمان = پول       (معادله 1)

همین  طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود، یعنی: توان = علم    (معادله 2)

می دانید که:

زمان / کار = توان

با جایگذاری معادله  1 و 2 در معادله سوم به این معادله می رسیم:

پول / کار = علم

که  می توانیم آن را به این صورت بازنویسی کنیم:

علم/ کار = پول

بنابراین:

 

یعنی هرجه علم و سوادت کم تر باشد درآمدت بیشتر است، و این هیچ ربطی به مقدار کار انجام شده ندارد !

..............................................

::: بالاخره کیمیا کشف شد :::

می دانید که کیمیاگران سال ها به دنبال دو چیز بودند. یکی "کیمیا" یا سنگ فیلسوفان که با آن مس را به طلا تبدیل کنند و دیگری "اکسیر" که با آن جوانی همیشگی و زندگی جاودانه پیدا کنند. امروز پس از سال ها تلاش بالاخره یکی از این دو ماده کشف شده است.

یک دانش آموز با استعداد موفق شده است "کیمیا" را کشف کند و به وسیله آن مس را به طلا تبدیل کند. این ماده که قرن ها کیمیا گران به دنبال آن بودند، چیزی نیست جز "آلومینیوم". در واقع با مخلوط کردن مس و آلومینیوم، طی یک "جانشینی دوگانه" با عوض شدن جای C و A مس به طلا تبدیل می شود!

 

..............................................

::: یک سوال فنی :::

كداميك از مواد زير در آب حل مي شود؟
الف) خرس سفيد
ب)خرس سياه
ج) خرس قهوه ای
د) همه موارد

  • جواب:خب معلومه خرس سفيد، چون قطبيه !!

..............................................

مردي در قومی ادعای پيامبری كرد. مردم به او گفتند: پس كتابت كو. گفت: كتاب ندارم جزوه می گويم !!

..............................................

يون سديم به الكترونش كه پيش يون كلر بود تماس گرفت و گفت: تو كجا هست؟ آيا می توانم بدانم؟
الكترون گفت: نه متاسفانه فقط بدان كه در 2p هستم.

با تشکر از خانم اخترالسادات امامی (دبير شيمی ميبد)
 

گروه آموزشی شیمی استان یزد

  

نظر خود را در این قسمت بنویسید:

 

نام:     

 

ایمیل: 

 

استان:      شهر:  

 

شغل:  دبیر      دانش آموز        غیره

 

نظر:

 

 

   

 

صفحه خانگی | خبر | کتاب | آزمایشگاه | نرم افزار | نمونه سؤال | خواندنی ها | سایت های مرتبط | درباره گروه
Designed By: A.M.Habibirad